كارستن نيبور ( مترجم : پرويز رجبى )
198
سفرنامه كارستن نيبور ( فارسى )
را به وارث حقيقى سلطنت از خاندان صفوى برسانند و شاهرخ را - به خاطر جنگهاى خانمانسوز نادر ، كه به ايران آسيب زيادى رسانيده بود - به كلى از تخت سلطنت به كنار بگذارند و چون از خاندان صفوى كسى كه جد پدرش از صفويه باشد وجود نداشت ، سليمان ميرزا را كه مادربزرگش دختر شاه سليمان و خواهر شاه سلطان حسين بود ، به سلطنت برداشتهاند . پدر شاه سليمان سيد محمد بود و پدربزرگش ميرزا داود ، كه يكى از روحانيون مشهور مشهد بود . شاه سليمان در حدود 40 روز حكومت كرد ؛ چون يوسف على خان پس از بازگشت به مشهد شاه جديد را دستگير كرد و بلافاصله او را به قتل رسانيد . پسران شاه سليمان به هندوستان فرار كردند . حالا چون شاهرخ به خاطر كورى قادر به سلطنت نبود ، يوسف على خان اعلام كرد ، كه او تا بزرگ شدن پسر شاه حكومت را در دست خود نگه خواهد داشت . اما اين سردار هم به زودى به دست كردها و عربها شكست خورد و چشمهايش را از دست داد . تا اين تاريخ مير علم خان و جعفر خان با يكديگر دوست بودند ، اما حالا چون هركدام از آنها قصد حكومت بر خراسان را داشت ، به مبارزه بر عليه يكديگر برخاستند و مير علم خان پيروز شد و پس از پيروزى چشمهاى جعفر خان را كور كرد . در زمان حكومت نادر ، كه تمام آن با جنگ گذشت ، سرداران ماهر بزرگى بهوجود آمده بودند ، كه پس از مرگ او ، هيچكدام حاضر به اطاعت از ديگرى نبود و هركدام از آنها مىكوشيد ، تا به حكومت ناحيهء بزرگ يا كوچكى دست يابد . افغانهاى قندهار كه تحت فرمان احمد خان بودند ، بلافاصله پس از مرگ نادر شاه دوباره به ميهن اصلى خود بازگشتند و احمد خان در قندهار به نام احمد شاه شروع به حكومت كرد . احمد شاه هم ، كه مىخواست حكومت تمام ايران را به دست بگيرد و يا به پاس احترام به نادر شاه ، قصد حمايت از نوادهء كور او را داشت ، با سپاه بزرگى به طرف ايران حركت كرد . احمد شاه مير علم خان